حمد الله مستوفي قزويني
265
تاريخ گزيده
و حق را بر باطل اختيار كرد و جان را در راه حق باخت و شهيد شد . پس شيعه حسين پس اهل بيت او ، يكان يكان حرب مىكردند و در حالت تشنگى شهيد مىشدند . بعد از تمامت ، حسين على ، به خود جنگ كرد و بر دست زرعة بن شريك از اتباع شمر ذى الجوشن و بروايتى بر دست سنان بن انس نخعى عليه اللعنة شهيد شد . شمر خيمهء حسين رضى الله عنه غارت كرد و جامهء عورات نيز بستد و ايشان را عريان كرد و زين العابدين رنجور خفته بود . شمر خواست كه او را نيز شهيد كند . عمر سعد مانع شد . شمر بگفت تا سواران بر شخص حسين شهيد بتاختند و استخوانهاش خرد كردند و سر او ببريدند و با زنان و كودكان ، پيش عبيد الله زياد بردند . درين جنگ ، از لشكر عمر سعد ، صد و هشتاد تن [ 1 ] كشته شده بود و از اهل بيت و شيعه حسين ، رضى الله عنه ، تنها زين العابدين مانده بود . هفده كس از اهل بيت و صد و بيست و چهار تن از شيعه شهيد شده بودند . عبيد الله زياد ، زين العابدين را با سر بريدهء حسين و عورات و اطفال اهل بيت پيش يزيد فرستاد . وقت عصر به دو رسيدند . يزيد برين حال خرمى كرد و برين فتح « * ( إِنَّا فَتَحْنا 48 : 1 ) * » [ 2 ] خواند . پسر ابو ايوب انصارى ، آنجا حاضر بود . يزيد را ملامت كرد و سر حسين ازو بستد . روز چهلم پيش تنش [ 3 ] رسانيدند و بروايتى در عسقلان دفن كردند . يزيد چون زين العابدين را بديد گفت ديديد كه [ 4 ] شما با خود چه كرديد [ 4 ] و بمنع بيعت كار خود بكجا رسانيديد [ 4 ] ؟ زين العابدين گفت : « * ( ما أَصابَ من مُصِيبَةٍ في الأَرْضِ وَلا في أَنْفُسِكُمْ إِلَّا في كِتابٍ من قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها 57 : 22 ) * [ 5 ] » يزيد گفت : لا و الله « * ( وَما أَصابَكُمْ من مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ 42 : 30 ) * [ 6 ] بعد ازين ، زين العابدين را با عورات و اطفال بمدينه فرستاد . اهل مدينه ، بدين سبب مخالف يزيد شدند . زين العابدين ، از بيم از مدينه بيرون رفت . يزيد ازو منت داشت و او را نويد داد و مسلم بن عقبة اموى را با لشكر بجنگ مدنيان فرستاد و جنگى سخت كردند .
--> [ 1 ] - ق : هشتاد [ 2 ] - قرآن ، سورة الفتح 1 [ 3 ] - ب ، ف : بتنش . [ 4 ] - م : ديديت ، كرديت ، رسانيديت . [ 5 ] - قران ، سورة الحديد 22 ، [ 6 ] - قرآن ، سورة الشورى 30 .